دانلود فیلم

شعر برادر | شعر در مورد برادر | اشعار زیبای بلند و کوتاه در وصف برادر | مووی دانلود

شعر برادر

در این قسمت چند شعر زیبا در مورد برادر و اشعار عاشقانه کوتاه و بلند در مورد داداش عزیز را گردآوری کرده ایم که امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.

برادر پشتوانه هر فردی است و وقتی برادر باشد دل قرص می شود. وقتی برادر باشد می دانیم که کسی هوای ما را دارد و اگر شما مایل هستید به برادر خود ابراز محبت کنید می توانید یکی از این اشعار زیبا و عاشقانه را برای او بفرستید و عشق خود را به او ابراز کنید.

اشعار زیبا در مورد برادر و در وصف داداش

شعر در مورد برادر و شعر در مورد مادر یکی از موضوعات زیبا است که سرشار از احساسات عاشقانه است. این اشعار بیانگر حس عاطفی شما به برادر هستند.

برادرت چندان برادر بود

کجا مر ترا بر سر افسر بود

 

فردوسی

 

◾◾◾◾◾◾

 

نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفت

یوسف به ریسمان برادر به چاه رفت

 

صائب تبریزی

 

◾◾◾◾◾◾

 

چون دیده‌ای که یوسف از اخوان چه رنج دید

هم ناتوان بزی و ز اخوان توان مخواه

 

خاقانی

 

◾◾◾◾◾◾

 

برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست

که خویش عشق بماند نه خویشی نسب

 

مولانا

 

◾◾◾◾◾◾

هر بی‌خبر برادر خویشم لقب نهد

آری چو یوسفم من و ایشان برادرم

 

عطار

 

◾◾◾◾◾◾

 

خوشی کجاست اینجا؟ کاینجا برادران

از بهر لقمه‌ای هم خصم برادرند

 

ناصر خسرو

 

◾◾◾◾◾◾

 

یک برادر دارم از جان خوبتر

هر چه محبوب است از آن محبوبتر

 

فریدون مشیری

 

◾◾◾◾◾◾

 

این یکی یاری بخواهد آن یکی سر می‌رسد

جز برادر کی به فریاد برادر می‌رسد؟

 

علی فردوسی

 

◾◾◾◾◾◾

 

برادر با برادر دست در دست

همیشه مثل کوهی پُشت هم هست

 

خلیل خادمی

◾◾◾◾◾◾

شعر زیبا در مورد برادر

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود

بوسه است !

و هر انسان

برای هر انسان

برادری‌ ست…

بخوانید: متن برادر و جملات خواندنی در مورد برادر و شعرهای عاشقانه برای برادر مهربان و عاشق

شعر برادر

شعر ناب در مورد برادر عزیز

ای برادر ای تمام هستی ام
ای برادر ای نگارمستی‌ ام

ای برادر ای که هم مادر بدی و هم پدر
ای که در عمرت بدی خونین جگر

از چه گویم از دلت یا از سرت
یا که از درد تمام پیکرت

پیکرت ریش ریش شد ریش ریش شد
جان مولا جان من آتیش شد

ای برادر با رفتنت پشتم شکست
روح از تنت رفت و جانم ز تن برفت

ای برادر رفتی و تنها گذاشتی ما را
جان مولا این چه کاری بود ما را

این چه رسمی بود کرد با ما روزگار
پدر رفت و برادر هم برفت

پدر گر رفت برادر بود جایش
برادر رفت ولی هیچ کس نیست جایش

اشعار دلنشین در مورد برادر عزیز

بدون تو چیا کشیدم من

خوشی ولی خوشی ندیدم من

تو اول مسیر خوشبختی

تهِ دنیا رسیدم من

بدون من سرت چقد گرمه

کی حال این روزامو می‌فهمه

قبول دارم گناه نکردی تو

کار دنیای بی رحمه

زمونه عمر ما رو می‌گیره

برادر از برادرش سیره

تو دیر رسیدی خیلی دیره

به خاطر تو هر کاری کردم

تو رفتی من چه جوری برگردم

خودت بیا دورت بگردم صدام کن

صدای تو لالایی بچگیمه صدام کن

دیگه خستم از عشقای نصف نیمه نگام کن

به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم نمیشه

مگه می‌گذره آدم از اونی که زندگیشه

مگه ریشه از زردی ساقه‌هاش خسته میشه

به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم نمیشه

شعر زیبا و دلنشین برای برادر

چراغ نفتی مسجد در آن دور
فرو مرد و سیاهی خیره سر شد
تنم از ترس گنگی لرزه برداشت
به دستم چوبدستم داغ تر شد
تمام
کلبه ها خاموش و بی آواز
تمام کوچه ها برفی و تنگ و تار
کسی آواز خود سر داد درد آلود
به ناگاه از سکوت پشت چشمه سار
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
به تماشای زمستان چه کسی می آید؟
صدای گشنگی با زوزه های گرگ
برای گله هامان زنگ وحشت داشت
در آغل به باد هرزه تن می داد
به دشت شب هراسی تخم غم می کاشت
زمستان بود و مرتع خشک و بی حاصل
حیاط خانه غمگین و برف آلود
من از پشت چپرها خسته برگشته
پدر بالای کرسی گرم حافظ بود
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
به تماشای زمستان چه کسی می
آید؟
به یاد مادرم بودم که می نالید
در آن شب ، از هجوم گرگ و می مرد
تن سرخ برادر را در کنارش
گرسنه گرگ ترس آورده می خورد
صدای نعره ی همسایه و گرگ
میان زوزه های باد می پیچید
صدا کردم که : می آیم به همراهی
پر از خشم و غرور و کینه و
امید
به تماشای بهاران چه کسی می آید؟
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

ایرج جنتی عطایی

◾◾◾◾◾◾

برادر وقتی رفت جبهه لبش خندون بود

ولی پشته خندیدنش غمی پنهون بود

 

توی کوله‌اش چندتا گردو یه مشت کشمش داشت

توی چشماش دریای عشقو آرامش داشت

 

لباسش خاکی به پاش پوتین بود

یه سرو آزاد برادر این بود

 

برادر کوهه برادر دریاست

به قول مادر همیشه با ماست…

 

برادر وقتی برمی‌گشت تنش گل گون بود

لباسه خاکی پاره اش به رنگ خون بود

 

توی سینه اش جای قلبش یه مشت ترکش داشت

تو چشماش باز دریای عشق و آرامش داشت

 

تویه تابوتش یه تک پوتین بود

که اون جفتش توی میدون مین بود

 

برادر کوهه برادر دریاست

هنوزم با ماست هنوزم اینجاست

 

ترانه‌سرا: یغما گلرویی

 

◾◾◾◾◾◾

 

بر چرخ همیشه هم‌عنان رانده‌ای

بر ماه غبار موکب افشانده‌ای

 

آدم پدر منست و زو فخرم نیست

از تست که تو برادرم خوانده‌ای

 

انوری

 

◾◾◾◾◾◾

 

ای برادر ای تمام هستی ام

ای برادر ای نگارمستی‌ام

 

ای برادر ای كه هم مادر بدی و هم پدر

ای كه در عمرت بدی خونین جگر

 

از چه گویم از دلت یا از سرت

یا كه از درد تمام پیكرت

 

پیكرت ریش ریش شد ریش ریش شد

جان مولا جان من آتیش شد

 

ای برادر با رفتنت پشتم شكست

روح از تنت رفت و جانم ز تن برفت

 

ای برادر رفتی و تنها گذاشتی ما را

جان مولا این چه كاری بود ما را

 

این چه رسمی بود كرد با ما روزگار

پدر رفت و برادر هم برفت

 

پدر گر رفت برادر بود جایش

برادر رفت ولی هیچكس نیست جایش

 

محمد احمدپور دارنجانی

ببینید: عکس نوشته برادر ؛ عکس های پروفایل برادر و جملات زیبا برای برادر

امیدواریم که از خواندن این اشعار زیبا در مورد برادر لذت برده باشید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.